
متن مداحی
اینجوری که پیداست زمین خوردی معرکه غوغاست زمین خوردی یکی با نیزه به پهلوت زد با صورتِ راست زمین خوردی نزنیدش پس کجاست حُرمت اون موی سفیدش نزنیدش یه کمی عقب برید زهرا رسیدش اسب بیصاحب، وقتی که دیدم من همون دمِ خیمه، داد کشیدم من شمر روی سینهت بود، وقتی رسیدم من (سیِّدنَا المظلوم، سیِّدنَا العطشان) ٢ وای حسین ... کار تو وقتی تمام کردن خواهر و بیاحترام کردن شمر و سنان اومدن خیمه نزنیدم غصّه دارم آخه خواهر شهیدم نزنیدم نفسم رفته بس که جیغ کشیدم چهقدر کتک خوردم، با دستای سنگین ولی حواسم بود، به اون تن خونین سر تو رو میبُرد، خولی با یه خورجین حسین ...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.