
متن مداحی
اشکی تو چشام نمونده جونی تو صدام نمونده زیر قول هام زدم از بس آبرو برام نمونده من بی پناهم دستاتو باز کن من آبروم رفته حسین واسم دعا کن آب از سر من خیلی گذشته مجنون بازم از کوچهی لیلی گذشته زنونه گریه میکنم بیشتر وقتها برات شبونه گریه میکنم آره یاد گرفتم عاشقونه گریه میکنم توی هیئتم نشد تو خونه گریه میکنم مردونه سینه میزنم لا به لای گریهی شبونه سینه میزنم مثل بابام واست عاشقونه سینه میزنم اگه کربلا نیام تو خونه سینه میزنم حسین حسین حسین... این چه بلاییه سرت آوردند چجوری از گودال درت آوردند این چه بلاییه سرم آوردند خلاصهی جنگ رو تو حرم آوردند به خاک سیاه نشستم چقدر چشم به راه نشستم برا دیدنت سه ساعت جلو قتلگاه نشستم مرکبها سیر آب بودند اما تشنه بودی سه روز تشنه بودی وسط مقتل با آه سینه سوز تشنه بودی تشنه جنگیدی تشنه جون دادی سر پیری به چه روزی آخه افتادی مسخرهات کردند اهل آبادی سر پیری به چه روزی آخه افتادی من بمیرم که واسهی گریه هات خنده کردند دختر هاشون به اشک دخترات، خنده کردند ظهر عاشورا قاتلت ای کاش حرمت ریش سفیدت رو نگه میداشت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.