
متن مداحی
جونی نمونده تو خرابه، داشتم بابایی جون میکندم زخمای دست و پام و باید، با معجر عمه ببندم جونم در اومد، توی محلهی یهود جونم در اومد، وقتی عمو جونم نبود جونم در اومد، شدم سیاه، شدم کبود جونم در اومد (اینا بمونه بابا تو مجلس یزید جونم در اومد)۲ یهودیه که منو دید جونم در اومد جونم در اومد یا اَبَتاه ... بابایی دخترای شام منو به هم نشون میدند (لباسامو که میبینند همشون سَر تکون میدن)۲ راستی میگم این شبا کجا بودی؟ صورتت پُر از رَدّ سنگه نکنه رو نیزهها بودی راستی تو ببخش اگه خونم سرده اگه از گرسنگی بابا رنگ و روی من یکم زرده (دختر رسول الله تو خرابهها تنهاست)۲ أَینَ عَمّیَ العَباس... (دختر شاه بودم امّا همه دیدند اسیریمو)۲ سیلی حرمله انداخت دو تا دندون شیریمو راستی، حرمله چکار داره با من آخه من مسلمونم امّا صحبت از کنیز شدن داره راستی، دیگه شمر چکار داره با من مگه دختری که افتاده زیر دست و پا زدن داره عمه زینب این روزا بین کوچه بازاراست أَینَ عَمّیَ العَباس... (اومدی امّا حیف بابا دخترت داره جون میده)۲ موهای من مثه موهات بابایی بوی خون میده راستی، میگم اینجا شاپرک داره یه سوال دارم ازت بابا مگه گریه هم کتک داره؟ راستی، میدونم دلت برام تنگه امشب و رو پام بخواب بابا ولی بالشت من از سنگه من نمیگم از دردام حالا که بابام اینجاس أَینَ عَمّیَ العَباس... (خوش اومدی بابایی کنج این خرابه)۲ که اینجا بهتر از اون مجلس شرابه بَزم غمه بوی نون از خونهها میاد و من خیلی گشنمه رو صورتم خط افتاده شیرینزبون تو به لکنت افتاده (پام از حرکت افتاده عمه به خاطرم به زحمت افتاده)۲
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.