
متن مداحی
جگرش پاره و چشمش نگران بر در بود هر غریبی چه غریبانه دو چشمش تَر بود دل صد پاره جگرگوشه، خود را میخواند به تمنای روخش دیده او بر در بود سوخته از زهر کسی که به حرم خانۀ وحی عالمِ علم نبی وِجهۀ پیغمبر بود در و دیوار هم از غربت او مینالند حجرهاش بس که غم انگیز و ملالآور بود سوخته از یادِ در سوختۀ گلشن وحی گوییا چشم به راهه قدمِ مادر بود ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.