
متن مداحی
شعر روضه حالا که میروی کمی آرام تر برو آرام از کنار منِ محتضر برو بی اختیار پشت سرت می دوم ببین آهسته در برابر این خون جگر برو آبی نمانده تا که بریزیم در پی ات قرآن گرفته ام به سرت همسفر برو با رفتن تو قوت زانوم می رود حالا که می روی کمی آرام تر برو حالا که آمدم پدرت را صدا بزن آتش به خیمه های من و کربلا بزن از چه سکوت کرده ای و چشم بسته ای پلکی تبسمی نفسی بی صدا بزن برخیز روی پا و مرا سَمت خیمه بر یک سر به خیمه های نوامیس ما بزن خون لخته می کشم ز دهانت نفس بکش سر نیزه می کشم ز تنت دست و پا بزن آه ای نسیم یک نفس آرام تر بِوَز کمتر بیا و بوسه بر این زخم ها بزن ترسم جدا جدا شود از بوسه های تو کمتر بیا و زخم بر این بوریا بزن
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.