
متن مداحی
حال مرا نگاه کن ای اشکِ جاودان در این دو چشم این دو قنات، این دو ناودان افسوس اوج گریه به پهنای صورت است باید گریست بر تو به پهنای آسمان گفتیم یا حسین و دل سنگ هم شکست همواره هر دقیقه هر آینه ناگهان این قتلگاهِ از نفس افتاده، جانِ ماست ما را مصائب تو گرفته است در میان پیراهنت برای هزاران ستاره زخم آغوش باز کرده به پهنای کهکشان ای پیش چشم مَحرم و نامحرم آشکار عریانترین تجلّی توحید در جهان ای راز برمَلا شده، پیراهنت کجاست؟ ای سِرّ عشق این چه ظهوریست در عیان در حیرتم چگونه تو را حرزِ جان نشد پیراهنی که داده به پیغمبران امان در حیرتم که غیرت ذات خدا کجاست عریان حسین و پیراهنش دست دیگران ما را چراغداریِ اشک تو زنده کرد ما را چرا نمیکُشی ای داغ مهربان؟ در روز حشر فاطمه پیراهن تو را میآورد به عرصه پریشان و نوحهخوان پیراهنی که هر نخی از تار و پود آن مابین آسمان و زمین است ریسمان در هر زمان بر تنِ یک حجّت خدا تنپوش جمع غیب و شهود از تو امان پیراهنی که شاهد پاکی یوسف است سوگند میخورد به گناه برادران روزی برای دیدهی یعقوب روشنی روزی برای کشتی نوح هست بادبان آتش شود اگر همهی عالم وجود در جامهی تو جانِ خلیل است در امان پیراهنی که چلّه گرفته در آن کلیم پیراهنی که خضر در آن گشته جاودان عیسی در آن لباس تجرّد عروج کرد با آن لباس، جان به معبود شد روان پیراهنش توسط خیل فرشتگان تقدیم شد به ختم رسولان، به سرزنان پیراهن شریف تو میراث انبیاست ای وارث مصائب و رنج پیمبران نصب است در طلیعهی ماه عزای تو بر سردر حسینیه عرش خون چکان در آفتاب داغ قیامت نمیشود جز سایهی تو بر سر عشّاق سایهبان پیراهن تو، پرچم خونین صاحب است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.