
متن مداحی
دلم پریشونه حال منو غیر از خدا کی میدونه صداتو میشناسم داری میای پیشم نذار دَم آخر دوباره تنها شم حالا دیگه من دلی ندارم دلم کنارت مونده سرِ تو شکست، دلمو شکست اون نیزهی وا مونده غریب مادر... **** تو گوشمه بازم صدای فریادم لحظهی گودالت نمیره از یادم خودم دیدم قاتل از کینه لبریزه تنت توی صحرا، سرت روی نیزه صدای منو، همه شنیدن بالای سرت داداش منو میزدن، تو غصه نخور فدای سرت داداش غریبِ مادر، غریبِ مادر... غریبِ رو نیزه اصلا خبر داری به من جسارت کرد یه مردمآزاری تو کوچه و بازار ماها رو میچرخوند اونی که تو گودال با پا تو رو برگردوند از رو بلندی خودم میدیدم با نیزه اومد گودال با نیزه میزد به پیکر تو میرفتی هر دَم از حال تو رفتی زجر اومد خون به دل ما کرد از گوش اطفالت گوشواره دزدیدن ما گریه میکردیم اونا میخندیدن بعد اسارت رو دستای من ردّ طناب وای وای سوالم اینه مگه جای من بزم شرابه وای وای پس از تو آب اگر خوردم از این چشمانِ تَر خوردم گُلی هستم که از هر شش جهت خار برخوردم برای دلخوشیِ دختران نیمهجانت بود در این یک سال و اندی لقمهنانی هم اگر خوردم چه کارى بر میآمد از برادرمردهاى چون من فقط زانو بغل کردم، فقط خون جگر خوردم منی که سایهام را مردم کوچه نمیدیدند منی که شش برادر داشتم، حالا نظر خوردم نمیدانم تو میبینی که جایی را نمیبینم؟ غروبی داشتم میرفتم از خانه به دَر خوردم شب شام غریبانت از این خیمه به آن خیمه برای هر یتیمی که سپر گشتم سپر خوردم تو و پیراهن پاره، من و این چادر پاره تو سنگ از صد نفر خوردى، من از صدها نفر خوردم ببین این روزها پیراهنم هم رنگ عوض کرده فقط گرما نخورده بودم آن هم آنقدر خوردم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.