
متن مداحی
حامی من خجلم از تو که در یاری من تازیانه به تنت خورد و تماشا کردم دلم بهر علی می سوخت، چون قنفذ مرا می زد نگاه غربت او بیشتر می داد آزارم بیا دست مرا بشکن، ولی دست از علی بردار
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.

حامی من خجلم از تو که در یاری من تازیانه به تنت خورد و تماشا کردم دلم بهر علی می سوخت، چون قنفذ مرا می زد نگاه غربت او بیشتر می داد آزارم بیا دست مرا بشکن، ولی دست از علی بردار
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.