
متن مداحی
حجاج کربلا که ز کعبه سلامشان صحرای سرخ خون شده بیت الحرامشان پرواز می کنند همه دور امامشان لبریز گشته کاسه ی صبر تمامشان در انتظار صبح گرفتند سر به کف از شوق مرگ بر لبشان خنده ی شعف *** جون و زهیر و عابس و ضرغامه و حبیب آماده تا شوند سراپا به خون خضیب بر خود زدند تا دل دریای خون نهیب از دست داده در پی ایثار جان شکیب خالی ز خویش و پر ز عطش بود جامشان در عین سجده حال و هوای قیامشان *** ناگه امام غنچه ی معجزنما گشود با به ترین خطابه خداوند را ستود آنگاه رو به جانب انصار خود نمود کای بر وفا و غیرت و ایثارتان درود ای عمر جاودانه ی دنیا حقیرتان چشمی ندیده در همه عالم نظیرتان *** این جا حسین و مکتب سرخ شهادت است میدان جان نثاری و عشق و ارادت است در بحر خون شنای شهادت عبادت است بر ره روان عشق شهادت ولادت است این جا عروج ما همه در خون تپیدن است جان دادن و جمال خداوند دیدن است *** این جا بغل گشوده شهادت برایتان این جا بود کنار خداوند جایتان خون خداست در یم خون، خون بهایتان لبخند می زند به خدا زخم هایتان یا سینه را به تیغ شهادت سپر کنید یا این که مخفیانه از این جا حذر کنید *** این جا سخن ز نوک سنان و سر من است این جا برهنه روی زمین پیکر من است این جا هزار پاره تن اکبر من است این جا قرارگاه علی اصغر من است (این جا قرارگاه من و مادر من است) این راه مکه این ره شامات این عراق ما تشنه ی وصال خداییم الفراق *** آن عاشقان جان به کف سخت سخت کوش آمد ز فرق تا به قدم خونشان به جوش برخاست از حقیقتشان تا فلک خروش گفتند ای به راه غمت نیش نیزه نوش شمشیر مرگ با تو حیات مکرر است عمری که بی تو باشد از مرگ بدتر است *** ما لذت زمانه نخواهیم بی حسین در عرش آشیانه نخواهیم بی حسین ما در بهشت خانه نخواهیم بی حسین ما عمر جاودانه نخواهیم بی حسین عباس گفت یوسف زهرا چرا رویم ای کعبه ی امید از این در کجا رویم *** ریحانه های دامن گل خانه ی عقیل گفتند ای به دامن تو قدسیان دخیل عزت اگر نه خار تو گردد شود ذلیل ما زندگی کنیم و تو در موج خون قتیل ما را به سینه زخم تو خوش تر ز مرهم است حتی بهشت بی گل رویت جهنم است *** یک سو حبیب جست ز جا گفت سیدی با پاره های آتش دل آتشم زدی ماییم جان نثار تو، تو جان احمدی ما خار راه تو، تو عزیز محمدی هفتاد بار اگر که بمیرم برای تو برخیزم و دوباره کنم جان فدای تو *** فریاد زد زُهِیر که ای عرش را مدار سوزم اگر که بعد شهادت هزار بار خاکسترم به باد رود سوی کوهسار گردم دوباره زنده به اعجاز کردگار سر افکنم دوباره به پای تو یا حسین جانم هزار بار فدای تو یا حسین *** ناگاه از کناره ی خیمه گلی شکفت کردآشکار راز دلی را که می نهفت درّ کرامت از صدف چشم خویش سفت از سوز دل به محضر مولای خویش گفت ای باغبان شود که گل پرپرت شوم من هم شهید راه علی اکبرت شوم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.