
متن مداحی
حرف رفتن می زنی قلب مرا خون می کنی ای برادر حال خواهر را دگرگون می کنی سایه ی بالا سرم این گونه از رفتن مگو خواهر غم دیده ات را از چه محزون می کنی یادگار مادرم را از چه رو خواهی حسین پیرهن کهنه به تن با جسم گلگون می کنی خشکی این حنجر تشنه مرا گریان نمود با وصیت کردنت قلب مرا خون می کنی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.