
متن مداحی
حرمله گُلایِ گُلشَنو میزد نسل و ذُرّیه یِ پنج تنو میزد آخرش نفهمیدم گُنام چی بود؟ شُترش راه نمیرفت منو میزد نوک پا خورد به پهلوهام ولی میتوانم هنوز یکم راه برم زجر باشه، گریه کردن سخت مجبورم یه خورده تو نبودی صد دفعه جون دادم بعد تو نخواه زندگی کنم بوی نون سر تو باعث شد بیشتر احساس گرسنگی کنم دخترت خیلی گرفتار شد، مثل عمه دست به دیوار شد یه چیزی میگم صداشو در نیار چشام از گرسنگی تار شد همون اینجا شبیه هم شدیم، مثل من دامن دوستم سوخته آتیش خیمه منو بیدار کرد به خدا تو شعلهها پوستم اولش خیال میکردم تو تبم یکی کی یه خورده، غذا فرستاد گیر اصلا غذا بود چه فایده خیلی از دندونهای من افتاد شام مثل مدینه و مکه استخوانبندزن ندارد که ببین شبیه مادرت شدم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.