
متن مداحی
موندی بلاتکلیف، داغ تو پیرم کرد روزِ بیابون، داغ، شبِ بیابون، سرد کسی نیست شبا چیزی بندازه روت هنوز خونِ تازه میاد از گلوت لباست رو بردن بره آبروت بیآبرو شه لباسِ کهنهتو میخواد کجا بپوشه؟ هلهله میکرد پیرهنتو میبرد و بازم گِله میکرد حیا نداره که لااقل عباتو رو تنت بذاره کوتاه نیومد گفتم باهات راه بیاد، راه نیومد بیچشم و رو بود اونی که با خواهرت روبهرو بود من تاب ندارم تو تشنته، من ولی آب ندارم کج میبریدن حلقومتو رج به رج میبریدن روضه باید سربسته باشه کاشکی شمر از روی سینه پاشه خب علیالله حالا که جاشه میزنه ضربه تا سر جدا شه این روضهها سخته، این روضهها بازه روی تنت رفتن با نعلهای تازه حسین جان، حسین جان... **** تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمُردم نمیدیدم انقدر جسارت زینب، زینب، زینب... خبر داری مرا بازار بردن؟ میان مجلس اغیار بردن؟
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.