
متن مداحی
حسین، ای تشنهلب حسین حسین حسین، جانِ زینب حسین حسین حسین، دور از وطن حسین حسین حسین، عریان بدن حسین حسین حسین، ای تشنهلب حسین حسین ای آفتاب صبر کن این آخرین شب است این آخرین شبانهی آرام زینب است غریب بود حبیب خدا عصر روز دهم بیحبیب بود یه لشگر برا کشتن یک نفر عجیب بود غریب بود شبیه قلب زینب، موهات شده پریشون ریختن سَرت تو گودال تنت شده پُر از خون بمیره زینب اینقدر زیادن که زیر دست و پا تَه گودال اسیری از بس با نیزه زدن به جسمت فرصت نمیدن که یکم نفس بگیری دیر رسیدم به گودال خواستم بیام نذاشتن داغ تو بدجور آخر، رو جیگرم گذاشتن تو شیب گودال زمین که خوردی هجوم آوردن طرفت دستهبهدسته به اشک چشمت داره میخنده اونی که با چکمه روی سینهاَت نشسته نمیذارن برا تو کاری کنم حسین جان همه چی رو که بردن دیگه ازت چی میخوان عزیز جونم خدا میدونه کشته منو نیزهای که رفته تو سینهاَت خودت میدونی طاقت نداره دق میکنه رقیه اینجوری ببینَت به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سَر تو دعوا بود ناله کشیدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من دیر رسیدم به گودال غم دلمو سوزونده به جز یه عالمه زخم چیزی ازت نمونده دیدم عبا و عمامهی تو شبیه نعلین و ردات رفته به غارت چیزی نذاشتند برات بمونه دزدیدن حتی از تنت پیرهن پارهات پیراهنی رو که فاطمه بافته پهلو تا پهلوشو نیزه شکافته مادرم قبلا واسهی تو روضه گفته مقتل خوندم و چند روزه مریضم سرِ پیراهنت به هم میریزم کشتند تا تحقیرت کنند عزیزم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.