
متن مداحی
حسین جانا تو رو کشتن ظُلماً و عُدوانا دَم گودال دیدمت محزوناً و عطشانا نماز عصر خون به قلبت کردن مسلمانا پیش خودم گفتی که زنده میمونی باور نمیکردم که غرقِ در خونی سرت روی نِی رفت آخرِ مهمونی جلو چشم زینب رو جسمت دویدن جلو چشم زهرا سرت رو بریدن جلو چشم عبّاس سرم داد کشیدن ببین کوفه ما رو توی آتیش جنگ انداخت الهی که بشکنه اون دستی که سنگ انداخت چه بیرحم بود اونی که پیرهنت رو چنگ انداخت سرت پُر از زخمه از دست این سنگا آخه رقیّهت که ندید از این جنگا کجا باید رفت که تموم شه نیرنگا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.