
متن مداحی
حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم کنار تن بی سرت کاسه ی آب گذاشتم یا مظلوم سرتو نقش فلک نقش بیابون بدنت کشته مارو بوی آب قربون زخم دهنت بهتره باد بوزه فقط به قصد تن تو بهتر از خاک مگه هست تا بشه پیراهن تو عالمو بی قرار کنم خیمه هاتو چیکار کنم خودم پناه عالمم کدوم طرف فرار کنم خسته بود آقا تازه روی مرکبش نشسته بود آقا میزدن سنگ سرش شکسته بود آقا خسته بود آقا تک و تنها رفت که صدای گریه توی خیمه بالا رفت دم رفتن طرف خیمه زن ها رفت تک و تنها رفت تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم اینقدر جسارت یا مظلوم روضه مکشوفه اونی که به حضرت عقیله معروفه اومده با دست بسته وسط کوفه روضه مکشوفه روضه سرباز سه شبانه روز مونده پشت دروازه دیگه روی دشمنات به خواهرت بازه ای عزیز دلم ای حسین شهیدم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.