
متن مداحی
حلالم کن چون، حیدر نیومد میزدنت، کاری ز دستم بر نیومد همسایهها دیدن، صداشون درنیومد حیدر نیومد علی رو حلال کن، واسه زخم بازو علی رو حلال کن، واسه درد پهلو علی رو حلال کن، واسه دست بستش نتونست که برداره اون در رو از روت اگرچه شمع وجود تو گرم سوختن است بخند خندهی تو، التیام درد من است منم عمیقترین زخم پایدار، علی منم غریب ترین مرد روزگار، علی پر است غربت من از همین تجلیها چقدر بی محلی دیدم از، محلّیها به رغم بیرمقی، عزم همکلامی کن تو لااقل به من مرتضی، سلامی کن دلیل شادی من، همنشین غم شدهای شبیه پیرزن سالخورده، خم شدهای مرا به ماتم دستاسها، دچار نکن خودم برای تو نان میپذم، تو کار نکن تنور گرم برای پرت خطر دارد برای سوخته، هر شعلهای ضرر دارد شکوه کاخ امیدش، خراب شد حیدر تو آب رفتهای از شرم آب شد حیدر غروب آمد و خورشیدوار، دور شدی رشیده بودی و یکدفعه، جمع و جور شدی بیا به خواهش من گوش کن، بلند نشو به التماس حسن گوش کن، بلند نشو هنوز چشم حسن مثل ابر میبارد هنوز تکهی آن گوشواره را دارد میان کوچه همین اوج ماجرایش بود تمام صورت تو، نصف دستهایش بود چه ضربهای به تو زد، آن حرامزادهی پست سه ماه رد شده اما، هنوز ردش هست سه ماه میشود این صحن بی رواق شده سه ماه میشود این خانه بی چراغ شده ببخش فاطمه جان، پشت در تک افتادی تمام هستیِ خود را برای من دادی یکی نگفت به دیوار، بی پناهی تو یکی نگفت به مسمار، پا به ماهی تو شکست پای بد، سنگ شد مصممتر اشاره کرد به قنفذ مغیره، محکمتر حریر سبز تو را، باغ یاس خواهم کرد برای ماندن تو، التماس خواهم کرد زهرای حیدر، بعد تو دنیا نمیسازه به ما دنیای حیدر زهرای حیدر، حرف رفتن میزنی میلرزه دست و پای حیدر زهرای حیدر زهرای حیدر، روی زخمای تن تو مرهم از اشکم گذاشتم شرمندم آخه، تو برام سنگ تموم گذاشتی و من کم گذاشتم زهرای حیدر حلالم کن، حیدر نیومد میزدنت، کاری ز دستم بر نیومد همسایهها دیدن، صداشون در نیومد حلالم کن یا اهل العالم، این شبا بگین بلند گریه کنه هر کی میتونه آماده باشین، امشب و امام حسن میخواد یه کم روضه بخونه ای داد بی داد، سن و سالی که نداشتم مادرم تو کوچه افتاد ای داد بی داد، هر دفه یادش میفتم میزنم با گریه فریاد حلالم کن مادر، افتادی دیدم من هر چی قد بلند میکردم نرسیدم در اومد از اون موقع موهای سفیدم حلالم کن سادات مجلس، خیلی شرمندم آخه باید بگم زهرا رو بد زد مقتل نوشته، پیش چشمای حسن به مادر شما لگد زد از این به بعدش، من نمیتونم دیگه این روضه رو بدم ادامه ای گریه کنها، حرف آخرم یه خط روضه گریز به شهر شامه دل شب تو صحرا، کمک نداره نامرد نزن سه ساله که کتک نداره اون که قبالهی فدک نداره حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.