
متن مداحی
دلواپسی برایم، از اینکه رو سیاهم شرم از شما نکردم، با این همه گناهم هر شب برای یاری، دنبال من دویدی اما فرار کردم، افتاده قعر چاهم دلبستهام به دنیا، جاماندم از شهیدان عمرم گذشت و دائم، دنبال پست و جاهم رسوا نکن مرا و، آقا بده دوباره یک فرصتی برای جبران اشتباهم در بین جمع خوبان، هِی میزنم صدایت درمانده و فقیرم، محتاج یک نگاهم حتما گره ز کارم، وا میشود به زودی آغوش گرم سلطان، آخر شود پناهم ای شافع قیامت، من را ببر زیارت دلتنگ کربلا و پایینِ پای شاهم حیدر کنار بستر، هی التماس میکرد زهرا بمان کنارم، ای یار و تکیه گاهم شاعر: روح الله پیدایی ******** همسایهها، مردم، دگر راحت بخوابید زهرای من رفته سفر، راحت بخوابید آن دختری که باعث آزارتان بود مهمان شده نزد پدر راحت بخوابید با دست خود هستی خود را دفن کردم شد پیر خیبر بیسپر راحت بخوابید دیگر نمیآید صدای آه آهش از درد پهلو تا سحر راحت بخوابید فکر خبر بودید از بیمار بدحال جان داد زهرا بیخبر راحت بخوابید بانوی من با سینهی مجروح رفت و من ماندم و این میخِ در راحت بخوابید حوریه انسیه که سیلی نمیخواست کشتند او را در گذر، راحت بخوابید با خنده هستی مرا آتش کشیدند دامان زهرا شعلهور راحت بخوابید شاعر: قاسم نعمتی ******* ازم چراغ چشم ترم رو گرفتن انگار نفسهای آخرم رو گرفتن به قصد جون بابام چهل مرد جنگی بین در و دیوار مادرم رو گرفتن به خدا میسپرم فقط، مردم دین فروخته رو اونا که ریختن دم در، هیزمای افروخته رو چند نفری هل میدادن، یه در نیمه سوخته رو چهجوری مادر در آورد میخ به سینه دوخته رو نامردمان از حرمت کوثر گذشتند در روی زهرا بود و از آن در گذشتند وای مادرم *******
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.