
متن مداحی
خارِ توام اِی گل، به چه رو خوار بمیرم؟ بگذار کنارِ تو به گلزار بمیرم دیدارِ تو خوب است ولی خوبتر از آن این است که در لحظهی دیدار بمیرم یک عُمر نِگه داشتهام جان به هوایت یک لحظه نگاهم کن و بگذار بمیرم هرچند چو من عَبدِ خطاکار نداری نگذار که چون عَبدِ خطاکار بمیرم دیوانه شدم تا که خردمند بمانم مَستانه کنم زیست که هشیار بمیرم سرمایهی عُمرم همه این است که آخر با دوستیِ حیدرِ کرار بمیرم **** مسلمان میشود با چادرش حتّیٰ یَهودی هم پیَمبَر نیست امّا نیست پیغمبرتر از زهرا پیَمبر دستِ او را بوسه میزد چونکه میدانست نمیآید در این عالَم کسی مادرتر از زهرا حسن، زینب، حسین، آیینههای مرتضیٰ هستند ندیده عالَم و آدم علیپَروَرتر از زهرا علی را خواست دشمن، فاطمه در پُشتِ در آمد ندارد خانهی حیدر کسی حیدرتر از زهرا کبوتر بود امّا بینِ کوچه چون پرستو شد ندیده عالَم و آدم شکستهپرتر از زهرا **** پس از هجده بهار از پیکرش یک پیرهن مانده **** در بسترت به چشمِ من انگار زینبی آدم دوماهه اینقده لاغر نمیشود **** هر شب حسن در خواب میگوید مُغَیره دست از سرش بردار کُشتی مادرم را
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.