
متن مداحی
خانه بود و اشک بود و آه بود اشک زهرا با علی همراه بود باب صحبتهای پر غم باز شد درد دلهای علی آغاز شد خانهمان را آب و جارو کردهای گوییا با دردها خو کردهای داری از این خانه غم را میبری گویی از روز گذشته بهتری درد پهلویت گمانم بهتر است دست و بازویت گمانم بهتر است فاطمه از بسترت گشتی جدا این دو روزه بهتری شکر خدا من شنیدم کار خانه کردهای موی زینب را تو شانه کردهای در زدم تو پشت در بودی ولی باز رویت را گرفتی از علی فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه پشت و پناه من تویی فاطمه ماندهام تنها سپاه من تویی، فاطمه ای تمام دلخوشی بوتراب ای سلام روزهای بی جواب بی تو میمیرم من ای یار جوان قول دادی فاطمه پیشم بمان خانه با بی همسری سخت است، سخت ماتم بی مادری سخت است، سخت شمع من هستم و پروانه تویی گرمی بازار این خانه تویی زینبت از دوریات دق میکند بی امان در اشک، هق هق میکند باب این غمها ز کوچه باز شد که سکوت مجتبی آغاز شد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.