
متن مداحی
خاکِ گونههات منو کشته زخمِ رو چیشات منو کشته اون زخمِ کنارِ پیشونیت خشکی لبات منو کشته شنیدم بهت آب ندادن دلم سوخت، دلم سوخت، دلم سوخت شنیدم سرت داد کشیدن دلم سوخت، دلم سوخت، دلم سوخت شنیدم تو رو میزده شمر دلم سوخت، دلم سوخت، دلم سوخت بابا بابا منم زد، چه بد زد با مشت و لگد زد با بغض و حسد زد بابا بابا به من آب نمیده سرم داد کشیده سرت رو بریده مثل عمه جون دلم خونه دنیامون شبیه زندونه میسوزه دلم تا میبینم موهای سرت پریشونه شنیدم موهاتو کشیدن دلم ریخت، دلم ریخت، دلم ریخت شنیدم سرت رو بریدن دلم ریخت، دلم ریخت، دلم ریخت شنیدم حرم رو به آتیش کشیدن دلم ریخت، دلم ریخت، دلم ریخت بابا بابا نبودی حرم سوخت تو خیمه پَرم سوخت پَرِ معجرم سوخت بابا بابا موهای منم سوخت تمومِ تنم سوخت پَرِ دامنم سوخت یارالی خانم، یارالی خانم... این گوشِ بدونِ گوشواره این گوشای زخمی و پاره این پاهای خونی و بیجون عمری حرف و درد و دل داره شنیدم که کنجِ تنوری دلم سوخت، دلم سوخت، دلم سوخت منو کوچه بازار نبودی چه جوری، دلم سوخت سهساله کی دیده؟ با قدِ خمیده موهامم سفیده بابا بابا دیگه جون ندارم یه دندون ندارم *** منو با خودت ببر میدونی چقدر خستهام از این دوره زمونه منو با خودت ببر به خدا خسته شدم از سیلیِ تازیونه *** زیر تازیونهها بال و پَرم میسوخت دل عمهها برای معجرم میسوخت چه شبی بود شبِ شامِ غریبانت میون آتیش خیمهها سرم میسوخت سرم میسوخت صدات میکردم جواب نمیدادی حرم میسوخت سرم میسوخت میدونستم بیسر روی زمینی جگرم میسوخت *** منو با خودت ببر به خدا خسته شدم زِ خاطرات قتلگاهِت منو با خودت ببر به خدا قسم هنوز تو گوشمه صدای آهِت وای بر من که به سوی تو دویدندو کهنه پیراهنو از تنت کشیدندو قد من نمیرسید ببینمت بابا شنیدم سرت رو از قفا بریدندو حسین حسین وای
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.