
متن مداحی
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران که تو را آفرید از تو در شگفت هم نمیتوانم بود که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست مور، چه میداند که بر دیوارهی اهرام میگذرد یا بر خشتی خام. تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل میتواند ساخت و من، آن کوچکترین مور که بلندای تو را در چشم نمیتواند داشت (پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمیشناختم که عمود بر زمین بایستد)۳ پایی را به فراغت بر مریّخ، هِشتهای و زلالِ چشمان را با خون آفتاب، آغشته ستارگان را با سرانگشتان، از سرِ طیبَت، میشکنی ودر جیب جبریل مینهی و یا به فرشتگان دیگر میدهی به همان آسودگی که نان توشهی جوین افطار را به سحر میشکستی یا، در آوردگاه به شکستن بندگان بت، کمر میبستی (پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی.شناختم که عمود بر زمین بایستد)۳ چگونه این چنین که بلند بر زَبَرِ ما سوا ایستادهای در کنار تنور پیرزنی جای میگیری و زیر مهمیز کودکانهی بچّگکان یتیم و در بازارِ تنگِ کوفه (پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمیشناختم که عمود بر زمین بایستد)۳ پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم که پای افزاری وصله دار به پا کند و مَشکی کهنه بر دوش کشد و بردگان را برادر باشد آه ای خدای نیمه شبهای کوفهی تنگ ای روشن خدا در شبهای پیوستهی تاریخ ای روح لیله القدر حتّی اذا مَطلعِ الفجر اگر تو نه از خدایی چرا نسل خدایی حجاز «فیصله» یافته است؟ نه، بذرِ تو، از تبار مغیلان نیست (پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمیشناختم که عمود بر زمین بایستد)۳ خِرَد به قبضهی شمشیرت بوسه میزند خدا را، اگر از شمشیرت هنوز خون منافق میچکد با گریهی یتیمکان کوفه، همنوا مباش! شگرفیِ تو، عقل را دیوانه میکند و منطق را به خود سوزی وا میدارد شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد و طوفان، از خشم تو، خروش را کلام تو، گیاه را بارور میکند و از نـَفـَست گل میروید (پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمیشناختم که عمود بر زمین بایستد)۳
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.