
متن مداحی
خدا خدا، این روزای آخرمه سایهی اجل دیگه بالای سرمه دارم میرم، زخمی تو بستر افتادم ولی قاتلم غریبیه شوهرمه راهی نمونده پیش پام، میخوام دیگه برم سفر چیزی نداشت دنیا برام، جز ماتم و خون جگر میخوام برم پیش بابام، شکایت از دنیا کنم میخوام بگم چی کشیدم، تا عقده از دل وا کنم آه، من جوان بودم، مهربان بودم با تمام این مردم مدینه آه، سهم من غم شد قامتم خم شد آه، تنهایی میکشم ز سینه خدا خدا مرگم و زودتر برسون میخوام بپرم من از این آشیون کبوترم و شکسته بال و پر من یه کاری کن برم به سوی آسمون خدا خودش تو آسمون، از غم من خبر داره همه میدونن که آتیش، برای گل ضرر داره یه دفعه بوی دود گرفت، گلبرگای سفید من کی میدونه که میخ چه کرد، با محسن شهید من آه، از فشار در شد گلم پرپر من گیر افتادم بین در و دیوار آه، بین اون فریاد در رو من افتاد شد همه عالم تیره و تار
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.