
متن مداحی
خدا، خدا این روزای آخرمه سایه ی اجل دیگه بالای سرمه دارم میمیرم، زخمی تو بستر افتادم ولی قاتلم غریبیه شوهرمه راهی نمونده پیش پام، میخوام دیگه برم سفر چیزی نداشت دنیا برام، جز ماتم و خون جگر میخوام برم پیش بابام، شکایت از دنیا کنم میخوام بگم چی کشیدم، تا عقده از دل وا کنم آه، من جوان بودم مهربان بودم با تمام این مردم مدینه آه، سهم من غم شد قامتم خم شد آهِ تنهایی میکشم ز سینه وای، علی غریبه علی غریبه خدا، خدا مرگم و زودتر برسون میخوام برم دیگه من از این آشیون کبوترم و شکسته بال و پر من تو یه کاری کن برم به سمت آسمون خدا خودش تو آسمون از غم من خبر داره همه میدونن که آتیش برای گل ضرر داره یه دفعه بوی دود گرفت گلبرگای سفید من سوسو میزنم شمع میون بسترم گریه میکنم به حال و روز دخترم اگه بمونم دست و پا گیر علی ام خودم میدونم پس بهتره که زود برم پهلو به پهلو میکنم وقتی میون بسترم یه گوشه ای کز میکنه با چشم گریون دخترم نمیتونم شونه کنم موی سرش رو به خدا روزی هزار بار جون میدم پیش چشای بچه ها آه، جان به لب دارم خسته بیمارم بس که افسردم، از زندگی سیرم آه، من پریشانم ندبه میخوانم روز و شب از دل الهی بمیرم آه، علی غریبه علی غریبه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.