
متن مداحی
خدا میخواست چشم او فقط عینالیقین باشد خدا میخواست دست او فقط حبلالمتین باشد خدا میخواست تیغ او میان کفر و دین باشد خدا میخواست نام او به نام خود قرین باشد خدا خود را که مومن خواند منظورش همین باشد که میخواهد علی تنها امیرالمومنین باشد خدا تصویری از خود را زمانی که به قاب انداخت خدا را شکر ما را هم به پای بوتراب انداخت صبا خاک وجود ما به آن عالیجناب انداخت رطبهای نجف وقتی دهانها را به آب انداخت ضریح غرق انگورش مرا شط شراب انداخت صراحی میکشم وقتی شرابش اینچنین باشد دلم مست است تا ساقی امیرالمومنین باشد علی منظور از میها از این هوهو و هیهی ها علی میجوشد از هر لب لب ما یا لب نی ها علی موسیقی باران که میبارد پیاپی ها فدای شاه راهش که به مژگان میکنم طی ها سمرقند و بخارا و حجاز و کعبه و ری ها علی حق و علی حی و پس از این نقطه چین باشد فقط وصف خدا وصف امیرالمومنین باشد خدا وقتی بهشتی روی دامان نجف دارد بهشت از دور رویایِ بیابان نجف دارد چه غم دارد کسی که خردهای نان نجف دارد که زهرا هم دو چشمش را به ایوان نجف دارد چه کم دارد خدا وقتی که سلطان نجف دارد خدا را میتوان بینی اگر آئینه این باشد خدا را شکر مولایم امیرالمومنین باشد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.