
متن مداحی
خدانگهدار ای مهربونم ای همزبونم، چراغ خونهم خدانگهدار بانوی خستهم از پا نشستی، از پا نشستم یادم نمیره، اون کوچه و در دیوار و مسمار، آتیش و هیزم یادم نمیره، تو گریه کردی من گریه کردم، میونه مَردُم یادم نمیره، من که یه روزی با این دو دستم، خیبر شکستم یادم نمیره، همسایههامون زل میزدن به، طناب دستم گفتن علی، نظر شدی، خندیدن یه کم شکستهتر شدی، خندیدن رد شدن از، کنار من میگفتن سلامتی، پدر شدی؟! خندیدن ********* خدانگهدار، ای یارِ جونی هنوز برا من، تو پهلوونی سرت رو پایین، چرا گرفتی؟ نبینم اینجور، عزا گرفتی عیبی نداره، بیا خیال کن اصلاً ندارم، هیچ زخم و دردی عیبی نداره، اشکاتو پاک کن زینب نبینه، که گریه کردی عیبی نداره، فدا سرِ تو اگه سرم خورد، گوشهی دیوار عیبی نداره، دیگه گذشته هروقت که خواستی، این میخو بردار ببین حسن، رو زانوهام خوابیده دیده تو گریه میکنی ترسیده مادر براش بمیره خواب دید انگار پریده از خواب و، تنش لرزیده ******** علی ماندهست و ردّ خون کوچه، چشم ما روشن و این حیدر شکستن را خودت بانو تصور کن تصور کن علی را در میان بغض این خانه سکوت میخ و آهن را خودت بانو تصور کن کنارم باش تا آخر، فلانی داشت میخندید غرور تلخ دشمن را خودت بانو تصور کن ****
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.