
متن مداحی
خدا هم برای، غمش بیقراره آخه اسم زهرا، خودش گریه داره همه نوکرا ریزه خواره درش سلاطین همه خادمه حیدرش گرههای کوره ماها وا میشه نگاهی کنه از کرم دخترش بازم، درجوش و در خروشم عشقه، برده قرار و هوشم مادر، مشکی برات می پوشم (مادر، یار غریب حیدر)۳ مادر، دردات به جونه نوکر مادر برات بمیرم آخر میون مدینه، علی روضه داره چشاش خیسه اشکه، دمادم میباره آخه غُصه داره غمی بی حده حاله فاطمش خیلی خیلی بده شنیده که تو کوچه اون بی حیا با چه وضعی زهرا رو سیلی زده وای از، حال خرابه حیدر وای از، ضربهی دسته کافر زهرا، افتاده بینه بستر مادر، شدی تو قد خمیده مادر، یاره به خون تپیده مادر، رنگ از رخت پریده (مادر، یار غریب حیدر )۳ مادر، دردات به جونه نوکر مادر برات بمیرم آخر چقدر سخته این غم، چقدر ناگواره حسینش پریشون، حسن بیقراره آخه کی میدونه، علی چی کشید کی میدونه زهرا چه حرفا شنید به کی آخه درده دلش رو بگه که زهرا قدش توی کوچه خمید مادر، زخمیه دست و بازوت مادر، خونیه کُنج ابروت مادر، سفیده رنگه گیسوت مادر، طعمه غم و چشیدی مادر، خیر و خوشی ندیدی مادر، از زندگی بریدی (مادر، یار غریب حیدر)۳
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.