
متن مداحی
خدا، چشام میسوزه، درد دارم تاولِ پام میسوزه، درد دارم تمومِ شب، عمه زینب، تا صبح دلش برام میسوزه، درد دارم گوشۀ ویرونه، میخونم رسیده به لبِ من جونم زیرِ تازیونه من دیگه نمیمونم، نمیتونم شبها که تَب کردم عمه بود، بالای سرم پَر میکِشم امشب خستهام، من باید برم *** ثانیهها عذاب شده، واویلا سیلیها بیحساب شده، واویلا یادِ لبای تشنۀ شیرخواره مصیبتِ رباب شده، واویلا بابا موقعِ اسارت شد زدنِ سه سالت عادت شد نبودی ببینی گوشوارم جلو چشمام غارت شد عمه رسید از راه مارو با کعبِ نی زدن گفتم نزن نامَرد اما باز، مارو هِی زدن انقدر عذاب ندیده بودیم، دیدیم زخمِ طناب ندیده بودیم، دیدیم سرِ تو توی طشت و لبهات خونی بزمِ شراب ندیده بودیم، دیدیم مثلِ شبه، همه جا تاره چیزی که زیاده، آزاره بابا چقده دلم تنگه تو آغوشِ علمداره چشمام نمیبینه این شبا، خیلی خستهام خیلی با ما بد کرد کربلا، خستهام
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.