
متن مداحی
خدا کند که بیایی شبی به روضهی ما شنیدهام که به سر سر زدی کلیسا را خوشا به پنجهی راهب که شانهات میزد به آن که برد دل راهبان ترسان را به پیرمرد غریبی که شست گیسویت گرفت از سر و روی تو خاک صحرا را خوشا به بزم عزاخانهاش که تا دم صبح شنید پیش سرت روضههای زهرا را چرا برید سرت را به روی دامن من چرا نشاند به خون این دو چشم زیبا را چگونه سنگ شکسته و جبین و دندان را چگونه زخم ترک داده روی لبها را به روی نیزه سرت بود و خیمهها میسوخت رسید شعله و زلف تو در هوا میسوخت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.