
متن مداحی
خلقت نوری تو بس که ظرافت دارد خلق تو بر همهی خلق شرافت دارد پی یک قطره ز دریای تو نتوان بردن بس که تا درک تو این راه مسافت دارد ملتفت نیست به تو هر که دهد نسبت حور حور از لطف شما دعو لطافت دارد روزه بودی و غذا را به گدا بخشیدی پس خدا در رمضان با تو ضیافت دارد پشت در رفتن تو جای علی یعنی که فاطمه قبل علی حکم خلافت دارد این جهان بیگل روی تو ولو اینکه که بود باغ خشکیست که از بعد تو آفت دارد کم تقلا بکن این خانهی کوچک اصلاً چه نیازی به دو سه وعده نظافت دارد؟ سر شکسته، سر خود پیش علی بالا کن عوض سرفه کمی سفرهی دل را وا کن باز کن سفرهی درد و محنت را زهرا گرم کن سردی این انجمنت را زهرا خستهای، بیرمقی خب برو امّا بیتو چه کنم اشک حسین و حسنت را زهرا؟ یا اجازه بده مرهم بنهم بر زخمت یا که گلدار مکن پیراهنت را زهرا کم مراعات بکن حال مرا شرح بده قصهی کوچه و شرح زدنت را زهرا آه این حجم جراحات که پنهان کردی آب کرده چقدر شمع تنت را زهرا پس مزن دست مرا اذن بده پاک کنم خون جاری شدهی از دهنت را زهرا نفست رفت بیا جان حسن حرف بزن گریهی بچه درآمد ز کفن حرف بزن پشت در تکیه به زانو نزنی خوبتر است گرهی کور به ابرو نزنی خوبتر است نیست حنانگی تو به کسی پوشیده پس اگر شانه به گیسو نزنی خوبتر است من بسوزم ز غم رفتن تو حرفی نیست تو ولی اینهمه سوسو نزنی خوبتر است خوب من، خوب شدی لیک مراعات بکن خانه را اینهمه جارو نزنی خوبتر است ترس دارم که تو را کوردلان چشم کنند چشم مجروح به آهو نزنی خوبتر است آه ای کشتی صبری که گرفتی پهلو پیش من دست به پهلو نزنی خوبتر است این حصیر دم در یاد چه انداخت تو را؟ ناله با یاد تن او نزنی خوبتر است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.