
متن مداحی
ای جانِ جهان، جهانِ جان ادرکنی قیّومِ زمین و آسمان ادرکنی احیاگرِ صد دَمِ مسیحا الغوث یا حضرتِ صاحبالزمان ادرکنی **** خلقتِ نوریِ تو بسکه ظرافت دارد خَلقِ تو بر همهی خَلق شرافت دارد پی به یک قطره زِ دریای تو نتوان بردن بسکه تا درکِ تو این راه، مسافت دارد ملتفت نیست به تو هر که دهد نسبتِ حور حوری از لطفِ شما دَعوِ لطافت دارد روزه بودی و غذا را به گدا بخشیدی پس خدا در رمضان با تو ضیافت دارد پشتِ دَر رفتنِ تو جای علی یعنی که فاطمه قبلِ علی حکمِ خلافت دارد این جهان بیگُلِ روی تو وَلو این که کبود باغِ خشکیست که از بعدِ تو آفت دارد کم تقلّا بکُن این خانهی کوچک اصلاً چه نیازی دو سه وعده به نظافت دارد؟ سرشکسته! سرِ خود پیشِ علی بالا کن عوضِ سرفه کمی سفرهی دل را وا کن پشتِ در تکیه به زانو نزنی خوبتر است گرهی کور به اَبرو نزنی خوبتر است نیست حَنانگیِ تو به کسی پوشیده پس اگر شانه به گیسو نزنی خوبتر است زحمتی نیست گلم موقعِ تعویضِ لباس به کسی غیرِ خودت رو نزنی خوبتر است من بسوزم زِ غمِ رفتنِ تو حرفی نیست تو ولی اینهمه سوسو نزنی خوبتر است خوبِ من، خوب شدی لیک مراعات بکن خانه را اینهمه جارو نزنی خوبتر است همهجا عطرِ خوشِ نانِ تو پیچیده ولی شهر را بانگِ هیاهو نزنی خوبتر است ترس دارم که تو را کوردلان چشم کنن چشمِ مجروح به آهو نزنی خوبتر است آه ای کشتیِ صبری که گرفتی پهلو پیشِ من دست به پهلو نزنی خوبتر است این حصیرِ دَمِ دَر یادِ چه انداخت تو را؟ ناله با یادِ تنِ او نزنی خوبتر است پَر بزن گرچه تو را زخمِ گران در بال است وعدهی بعدیِ من با تو دَمِ گودال است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.