
متن مداحی
خنجرت را بکشی حنجرِ من میسوزد فکرِ بدحالیِ من نزد گل پر گر کن من نه، اصلاً تو بیا فکر حرم باش آخر فکر زینب کن و فکر دل این خواهر کن پیش زینب، به حسینم نزن انقدر لگد بدنش ریخت بِهم، رحم بر این پیکر کن فکر نیزه نکن و از سرِ او دست بکش لااقل قبلِ بریدن گلویش را تَر کن وقت غارت شده، رحمی تو به ناموس علی رحم بر خیمه و بر کودک و بر معجر کن ***** دنیای بی تو نداره تعریفی دنیای بی تو رو اصن نمیخوام روم نشد حتی به یه نفر بگم چی به روز ما آورده شهر شام کوچه بازار و دیدم ولی حسین دلم از بزمِ شرابشون پره اونی که خیزرون و زد به لبت قیامت چوب گناشو میخوره با چشام دیدم که پژمرده شدی زیر دست و پای شمر ، لالهی من قرار این نبود که از پیشم بری رفیقِ پنجاه و چند سالهی من کربلا کاری ازم بر نیومد تا که زخمِ بدنِ تو خوب بشه حالا گریه میکنیم من و رباب تا که زخمای تنِ تو خوب بشه ***** پای هر پنج تن بلا دیدم من تو رو روی نیزهها دیدم سر یک نیزهی بلند حسین گیسوان تو را رها دیدم بین جمعیتی که سنگ زدند چهرهی چند آشنا دیدم کوچهگردی، کوچه گردم کردم بین این کوچهها، چهها دیدم ذره ای از بلای کوفه نشد هر بلایی که کربلا دیدم روی تل دست و پای من گم شد تا تو را زیر دست و پا دیدم دور گودال غیر سر نیزه چندتا تکهی عصا دیدم از لباس تنت نمانده نخی تن غارت شده انت اخی ***** خمیده خمیده رسیدم به تو شکستم شکستم دَمِ جسم تو عزیزم عزیزم شبیه تنت بریده بریده میگم اسمتو بریده بریده نفس میزنی فقط مادرت رو صدا میزنی نزن دست و پا که میفتم حسین دَمِ قتلگاه دست و پا میزنی تو داشتی دعاشون میکردی ولی اونا دعوا داشتن سرِ کشتنت با هر زخمی که خوردی من افتادم دلم اِرباً اِرباست شبیه تنت میخواستی به لشکر بگی تشنته که نیزه میون کلامت پرید نفس میزدی دست و پا میزدی هنوز زنده بودی سرت رو برید چیزی باقی نگذاشتن از پیکرو سرِ نیزهها هم که بردن سرو برا بوسه جایی نمونده داداش میبوسم رگِ پارهی حنجرو همون دم که شمرو رو سینه دیدم دیدم گوشهی قتلگاه مادرو اومد ساربون سمت گودال و کاش خودت در میاوردی انگشترو ***** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیذم من سر تو رو بردم، دیر رسیدم من یه گوشهی گودال مادرو دیدم من که رفته بود از حال، دیر رسیدم من ***** با یا رب یا رب کشتی مادرو با مادر مادر کشتی خواهرو با بیرحمی زد تیر آخر رو، حسین جانم آه ای مادر من بمیرم میکِشی آه با فرود هر نیزه من بمیرم دیگه جا نیست شده نیزه در نیزه نیزه رو نیزه، چشای هرزه..
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.