
متن مداحی
خواب در چشمان یثرب آمده مردمش خود را به خواب خوش زده باد سرد درد بین کوچهها یک نفر شبگرد بین کوچهها احتضار از راه مخفی آمده رد شد از زیر در آتش زده در میان خانهی مولا چه بود باغبان بود و گل یاس کبود بانوی لولاک روی بسترش سد نهاده روی پای رهبرش بیت مولا از سکوت آکنده بود بین خانه یک شهید زنده بود قابض الارواح با روح الامین نوحه میخوانند بر بانوی دین مرغ شب فریاد هوهو میزند شمع کنج خانه سوسو میزند سایهای بر روی دیوار گلی است سایهی لرزان مولایم علی است زانویی زیر سر بانوی خود در بغل دارد دگر زانوی خود چشم دارد بر نگاه فاطمه شعله میگیرد ز آه فاطمه نالهای آرام میآید به گوش میرود از هوش و میآید به هوش هر زمانی چشم خود را باز کرد با زبان دل سخن آغاز کرد ای همیشه همنشین فاطمه ای امیرالمومنین فاطمه ای غمها را بدل کردی علی از چه رو زانو بغل کردی علی علی جان آن که باید شرمگین باشد منم خسته حال و دل غمین باشد منم علی جان خواستم یاری کنم اما نشد ریسمان از دستهایم وا نشد دم آخر وصیتی دارم ای علی جان به خاطرت بسپار نیمهشبها حسین دلبندم با لب تشنه میشود بیدار بار سنگین این وصیت را از سر شانههای من بردار قبل خوابیدنش ای عزیز دلم ظرف آبی کنار او بگذار گریه کردهام ز غربتش دیشب تا سحر سوختم برای حسین با همین دست ناتوان خود پیرهن دوختهام برای حسین کفنش را به زینبم دادم حرفهای نگفته را گفتم چند ساعت برای دختر خود فقط از رنج کربلا گفتم گفتمش میوهی دلم زینب کربلا باش یار و یاور او ظهر روز دهم به نیت من بوسهای زن به زیر حنجر او حسین..ای تشنه لب حسین.. عشق زینب
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.