
متن مداحی
خواب دیدم که رفتنی شدهام تا چه افتد خلاصه تعبیرم زحمت ماندن مرا نکشید من همین کنج خانه میمیرم بعد نه سال زندگی دیدی آن صفای قدیم کمکم رفت رفتنم یا نرفتنم باتوست تو بگویی نرو نخواهم رفت یاد داری شب عروسی مان عرش را گلفروش من کردی من که یادم نمیرود اصلا گوشواره به گوش من کردی تا که از راه آمدی گفتم آفتاب یگانهام آمد دست من را به دست تو دادند گفتم آقای خانهام آمد همهی صورتم اذیت شد راه من را که بست درکوچه جان این بچهها ببخش مرا گوشواره شکست درکوچه طیّ نه سال زندگی با هم هیچ چون و چرا نمیکردیم خواب برچشممان نمیآمد تا که هم را دعا نمیکردیم ای امام مدینه حیف از تو که مغیره به تو سلام کند راستی ای حبیبه اسما کو رفته تابوت را تمام کند به هزار امید خود را به سر تو من کشاندم ستم است اگر سر خود تو ز خاک برنداری
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.