
متن مداحی
خواهم که در این معرکه آرام بمیرم گمنام و سفر کرده و بی نام بمیرم کس نیست که آزاد کند مرغ دلم را پر بسته و دل خسته در این دام بمیرم [عزیزم کاسه ی چشمم سرایت میان هردو چشمم جای پایت از آن ترسم که کج نهی پا نشیند خار مژگانم بپایت] گر رنجه شود پای تو از یک مژه ی من مرهم نهم از اشک و به فرجام بمیرم *** غم عشقت بیابان پرورم کرد هوای بخت، بی بال و پرم کرد به ما گفتی صبوری کن صبوری صبوری، خاک ماتم بر سرم کرد *** نمیدونم دلم دیوونه کیست اسیر نرگس مستونه کیست نمیدونم دل سرگشته ما کجا میگردد و در خونه کیست *** گلی گم کرده ام میجویم اورا به هر گل میرسم میبویم اورا ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.