
متن مداحی
خواهم که در این کوه غم آرام بمیرم گمنام سفر کرده و گمنام بمیرم عمریست مرا مونسِ جان نام حسین است دل خواست که در سایهی این نام بمیرم ***** بعد تو میان شعلهها و دود گلای خیمه شدند یاس کبود میدونی بابا من از چی دلخورم ما بودیم، حرمله بود، عمو نبود دیگه از غارتِ گوشواره نگم دیگه از دردِ گوشِ پاره نگم حال و روز رباب و خودت ببین دیگه از غارتِ گهواره نگم اگه دشمنت به ما خارجی گفت اگه از سیلی رو گونه گل شکفت اگه پای نیزه ما رو میزنن فدای سرت، تو از نیزه نیوفت ***** در دَمِ رفتن بیا یک دم کنارم یا حسین حق زهرا مادرت چشمانتظارم یا حسین
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.