
متن مداحی
خودم دیدم دشمن، به جسم تو مىتاخت صداى فریادت مرا از پا انداخت گرفته خدایا در این خاک صحرا على اکبر دیگرم را غرق خون گشته رویت لشکرى روبه رویت به فدایت عمویت ای عمو جان ای عمو جان ای عمو جان ای عمو جان به زیر این مرکب، کمان دارم تازه بر این جسم پامال، زِره شد اندازه صدایت شنیدم، ز خیمه دویدم ز نجمه خجالت کشیدم دل شده مضطر تو واى از این پیکر تو جان دهد مادر تو ای عمو جان ای عمو جان ای عمو جان ای عمو جان عزیز جان من، نمیکردم باور شبى پیش چشمم، تو این گونه پّرپّر پدر را که دیدى، به سویش پریدى چرا قاسمم قد کشیدى از غمت بى قرارم این نبى هست کنارم بنگر این چشم زارم ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.