
متن مداحی
خورشید آسمان اهل ولا نور دو چشم حسن مجتبی آمده از حرم نزد صاحب کرم گفتا که این نور دو عین است عموی مظلومم حسین است عبداللهام فدایی حسینم به مجتبی ضیاء هر دو عینم گرچه من صغیرم حسین است امیرم عموی من تنهای تنها خونین بدن در دل صحرا دو دست من اگر که گردد جدا نمیکشم دستِ خون خدا من که عبداللهام فدای این راهم عمّه نظر نما به حالم من طایرِ شکسته بالم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.