
متن مداحی
خورشید را نشان به روی مدار عرش در فاطمه جمال خدا دیده میشود آئینهی نبی شده آئینهدار عرش ذکر تو شغل دائمی جبرئیلهاست تسبیح نام فاطمهجان است کار عرش نه حضرتِ رسول نه حیدر، برای تو لَوْلاک را نوشته خداوندگار عرش با ربّنای تو دو سُتون آفریده تا از این طریق حفظ شود ساختار عرش جانم به میوهای که بوَد بابِ میل تو آن میوهای که نام گرفته انار عرش گفتند انبیای خدا هم پیادهاند آن دَم که روز حشر تویی تکسوار عرش ما را به سقف قصر بهشتی نیاز نیست کافیست چادر تو شود سایهسار عرش بعد از هجوم کوچه خدا حکم کرده است دیگر به دامنت ننشیند غبار عرش در گوشهی بهشت تنور تو روشن است مشغول طبخ نان شدهای خانهدار عرش شکرِ خدا به دست تو ظرف غذای ماست شکرِ خدا که نان تو در سفرههای ماست ***** با دستپخت تو سرِ سفره نشستم وقتی نباشی تو، چه نانی و چه آبی امروز با دیروز خیلی فرق کردی دیروز آئینه ولی امروز قابی از چه شفایت را از خدا نگرفتی؟! وقتی مفاتیحُ الجَنانِ مستجابی پروانهها را گفتهام دورت نگردند شاید شب آخر کمی راحت بخوابی ***** روح تو خلق شد، قلمی هَل اتی نوشت دستت بلند شد، مَلَکی ربّنا نوشت پردهنشین آلِ نبی، لوح کردگار قُرب تو را برابرِ قُرب خدا نوشت تنها سه آیه سهم تو از قِصّهی خداست امّا چقدر شَرح بر این ماجرا نوشت معراج ابتدای رسیدن به فیض توست این را رسول سَردر غار حَرا نوشت عیسی اگر که کور شفا داده با یقین بالای نسخه ذکر شریف تو را نوشت ذُریّهی تو را که خدا پادشاه خواند ذُریّهی مرا همه از دَم گِدا نوشت حالِ دل تو را مَدیح علی خوب میکند باید به خاطر دلت از مرتضی نوشت ذکر تو شیعیان تو را پایبند کرد ما را علی علیِ تو از جا بلند کرد ***** دروازهی بهشت، غلام درِ علیست افلاک تشنهی نَم چشم علیست راز نهان خلقت این خاک مرتضی است سِرّ تمام کون و مکان در برِ علیست دستی بلندتر ز یدالله دیدهای بالاتر از تمامیِ سَرها سرِ علیست در صدر شاهکار نشانت هنوز هم فَتحُ الفُتوح، معرکهی خیبر علیست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.