
متن مداحی
خورشیدِ من آمدی شبانه قدری بغلم کن عاشقانه نشناختمت در اولِ کار نفرینِ خدا به این زمانه کی زیر گلوت را عزیزم بریده اما اینطور بریده ناشیانه تقصیر حرارت تنور است این سوختگیِ زیر چانه امروز شبیه موی تو سوخت آن موی بلندِ دخترانه اوضاع مناسبی ندارم چه خوب شد آمدی شبانه من که همه عمر رفته بودم تنها به مجالس زنانه رفتم مجلس شرابخواران کتبسته به زورِ تازیانه برخورده به من! چرا نبوده بررخورد کسی مودبانه من دختر شاه عالمینم دادن ولی به من اِعانه در راه شتر تکان نمیخورد خوردم کتکی به این بهانه هر بار طناب کشیدن خوردیم زمین دانه دانه من سیر غذا نخورده بودم خوردم دلِ سیر تازیانه افتاد سرت زِ روی نیزه افتاد سرم به روی شانه از خاطر من نمیرود نه! آن ضربهی چوب وحشیانه سالم لبِ من لب تو زخمی ولله که نیست عادلانه برا دستام طناب آورد جلو رباب رفت آب آورد بازم حیا نکرد کنار سرت شراب آورد عموم رو نِی خیلی غم خورد به ما چشم نامحرم خورد یه تازیونه چندباری به جای من به عمم خورد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.