
متن مداحی
خوشحالم آن روزی که جز پایان مجالی نیست برسینهام جز داغِ تو هرگز مدالی نیست ما خواستار نوکریِ درگهت هستیم حتی اگر ما را نخواهی تو ملالی نیست ای آفرینش وامدار چشم زیبایت جنّت به پیش چشمهایت جز خیالی نیست مِن بعد سوی ابروانت سجده خواهم کرد محراب آنقدری که دیدم هلالی نیست مفهوم هستی میطراود از کلام تو جایی که باشی جملهها دیگر سوالی نیست حاجی برایت آب زمزم ریخت دیدم که مانند اشکِ روضههای تو زلالی نیست روزی که نوکر خواندیام آن وقت فهمیدم بر پادشاهی آنقدرها هم کمالی نیست در اشتیاقِ صحن تو میسوزم آقا جان گویی برای عاشقان هرگز وصالی نیست خوشحالم آن روزی که جز پایان مجالی نیست بر سینهام جز داغ تو هرگز مدالی نیست
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.