
متن مداحی
(خوشم که شدم جلد بام حسین)۲ که هستم گرفتار دام حسین همه عمر من خرج نام حسین غلامِ غلامِ غلامِ حسین شدم پای حُبُّ الحُسینم اسیر امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر من از کودکی پرچم افراشتم عَلم پای این عشق برداشتم به دل بذر مِهر علی کاشتم اگر مِهر او را نمیداشتم حلالم نمیکرد مادر زِ شیر امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر در این کوی با سَر نداری خوشم تو را دارم از هر نداری خوشم ندارم ولی در نداری خوشم تو دست از سَرم بر نداری خوشم چه دارا شوم یا چه باشم فقیر امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر چنان شمع افروختند عشق را چو پروانهها سوختند عشق را به شال عزا دوختند عشق را من از اصلاً آموختم عشق را به این ذکر سیراب شد در کویر امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر بسوزی در هُرم بازار عشق بکوبید سَر را به دیوار عشق هُوَ الحقّ بگویید بر دار عشق به کربُبلا میخورد کار عشق اَلا عشق ای خانهی دلپذیر (امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر)٢ چراغی که روشن در این محفل است به خانه اگر بُردیاش باطل است حَرَم خانهی ماست، نور دل است پس این فرش خانم که ناقابل است اگر زندگی هم کنم بر حصیر امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر (نهاییترین غصب سالِک حسین)۲ که مملوک مائیم و مالک حسین شده قبلهگاه ملائک حسین که داریم ما یک خدا، یک حسین به کرببا ختم شد هر مسیر امیری حسینٌ و نِعمَ اَلامیر (پُر از عزتی و شکوهی حسین)۲ تو سُبّوح و قدّوس و روحی حسین تو توبه پذیر نَسوحی حسین منم غرق دنیا، تو نوحی حسین اَلا نوح، دست مرا هم بگیر (امیری حسینٌ و نِعمَ اَلامیر)۲ (هوای لطیف بهاری حسین)۲ قرار دل بیقراری حسین مزاری به دلهای زاری حسین امانٌ مِنَ النّار داری حسین اَجَرنا مِنَ النّارِنا یا مُجیر (امیری حسینٌ و نِعمَ اَلامیر)۲ به زخمم زدم مرهم کربلا غم من فدای غم کربلا حسین است عیسی دَمِ کربلا و شد زینبش، مریم کربلا ولی نه، ندارند اینها نظیر (امیری حسینٌ و نِعمَ اَلامیر)۲ (به نِی رفت اما سَرت خَم نشد سَری نیز در لشکرت خَم نشد سَری گرچه دور و بَرَت خَم نشد)۲ قدی چون قد خواهرت خَم نشد شده زینب از داغ دوریت پیر امیری حسینٌ و نِعمَ اَلامیر **** خواب بودم از رو ناقهای افتادم اومد تو تاریکیا پیدام کرد چشم تو و عمومو که دور دید بگم چی شد: حسابی دعوام کرد (بگم چی شد:گوشم دیگه نمیشنید بگم چی شد: سیاهی چشام رفت)۲ یه جوری از موهام گرفت بلند کرد با پنجههاش یه دسته از موهام رفت بابا خیال کن اون دستای سنگین اصلاً به صورت دخترتم نخورده بابا یه لگدی به پهلوهام خورده که اون لگد و مادرتم نخورده (نه گل سَر نه کفش، نه النگو نه حتی گوشوارههامو میخواستم یه سَر آوردن میگن اینم بابات)۲ من که تموم بابامو میخواستم خوش اومدی به خونهی حقیرم قدم رو چشم دخترت گذاشتی رفتی و ما رو با خودت نبردی باری رو دوش خواهرت گذاشتی میخوایم بخوابیم ولی کعب نِیها دست از سَر ما برنمی دارند که یکی نبود به اون سیاه دل بگه خورشید و تو تبق نمیزارن که (گِله زیاد دارم ولی نمیگم بیشترشم از مجلس شرابه)۲ ای لب چوب خورده آخه درسته تو توی قصر باشی و ما خرابه؟ بابا منو بغل کن و با خودت ببر که دیگه اسیر دست مَردُم نشم یه کاری کرده زَجر تا زندهام قول میدم هیچوقت گم نشم طاقتم زیاده و عُمر من ولی کمه شمر نیست حریف من دستش امّا محکمه گوشتو بیار یه چی بهت بگم یواشکی سخته حرف زدن برام آخه خیلی گشنمه ببین امیدم من سَرت و دیگه به هیچکی پس نمیدم پشت سرت خیلی روی خارها دویدم چه زجری از دست سنان و زجر کشیدم (ببین عزیزم لباس قشنگام پاره شده، ای همه چیزم)۲ مَردم شام فکر میکنند که من کنیزم منو نگاه که میکنند به هم میریزند از کجا برات بگم، از رو ناقه افتادم تا صدا زدم تو رو طوری زد که جون دادم از کجا برات بگم، کوچهی یهودیا موهامم آتیش گرفت باز به پات وایسادم تا غم میادش درد سَرم با تاولا باهم میادش عمو چرا پیش ما دیگه کم میادش از اون که زد به دندونات بدم میادش باهام میادش هر جا میرم حرمله پا به پام میادش گفته بودم به شامیا بابام میادش بوی غذا از خونههای شام میادش **** (چیزی نگو بابا به فدای کبودی دور چشات)۲ چیزی نپرس خودم همه چیو میفهمم از بغض صدات (چیزی نگو فقط بزار صورتتو روی گلوم، روی رگام)۲ چیزی نپرس اونقدر نکش دستاتو روی جفت چشات چیزی نگو بابا به فدای کبودی دور چشات چیزی نپرس خودم همه چیو میفهمم از بغض صدات
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.