
متن مداحی
خوش آن که حلقههای سرِ زلف وا کنی دیوانگان سلسلهات را رها کنی کارِ جنونِ ما به تماشا کشیده است یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی کردی سیاه زلفِ دو تا را که در غمت مویم سفید سازی و پشتم دو تا کنی تو عهد کردهای که نشانی به خون مرا من جَهد کردهام که به عهدت وفا کنی من دل ز اَبروی تو نبُرّم به راستی با تیغ کج اگر سرَم از تَن جدا کنی تا کِی در انتظار قیامت توان نشست؟ بَرخیز تا هزار قیامت به پا کنی دانی که چیست حاصل انجام عاشقی؟ جانانه را ببینی و جان را فدا کنی اَبَد وَالله یا زهرا ما نَنسیٰ حسینا...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.