
متن مداحی
(خوش اومدی تو از سفر بابا توروخدا منو ببر بابا کجایی یهو تو بی خبر بابا گذاشتی رفتی)۲ دیگه تمومه گریه و زاری تمومه این شبای بیداری آخه نگفتی دختری داری گذاشتی رفتی نذار بازم بهم جسارت شه همین لباس پاره غارت شه منو ببر که عمه راحت شه بابا بابایی (نبودی از همه کتک خوردم یه جوری زد که عمه گفت مردم)۲ به خاطر تو طاقت اوردم بابا بابایی بیابونا نمیره از یادم بابا تو راهه کوفه جون دادم تو خواب من از رو ناقه افتادم رو نیزه بودی سه سالتو چقدر دادن آزار گوشای خونیمو دیدی انگار بزار بگم چیشد توی بازار رو نیزه بودی (مارو به هم دیگه نشون میدن به زور النگوهام و دزدیدن)۲ بابا نا محرما منو دیدن حسین... (یک شب ز روی ناقه افتادم به روی خاک از ترس مرده بودم اگر مادرت نبود ناز مرا به ضربت سیلی کشیدهاند بابا گمان نبر که نوازش گرت نبود)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.