
متن مداحی
خوش اومدی عزیزم به ویران من نشستهای تو با سر به دامان من رسیده جان دخترت بر لب گرفتهای امشب سراغ یارم اگر تو را ببوسم ای بابا بسوزد این لبها ز داغ یارم توان نمانده در تنم، رسیده وقت رفتنم مگو بخواب عروسک من بیا مرو تو از برم، منم کبوتری که غم شکسته بالِ کوچک من پدر نپرسی از من که مویم چه شد بیا بپرسم از تو عمویم چه شد چرا نیامد آن سر خونی به دیدنم در این شب خیالی نمیرود جمالش از یادم خجالتش دادم به مشک خالی عدو سوار و من دوان نفسزنان، کِشان کِشان ز بس که تازیانه خوردم چو خوردم از عدو کتک صدا زدم عمو کمک به زیر تازیانه مُردم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.