
متن مداحی
خونه دلش ، دیگه دلش گرفته زیاد ... آروم نمیشه آخه دلش لالایی میخواد ... چیزی نمیگه یکی بگه که عمه بیاد ... آخه دلش لالایی میخواد ... چیزی تو این خرابه غیر بابا نخواستم ... این چیه که آوردی من که غذا نخواستم ... جلوی چشمای بچه ها فلطمت علی وجهها ... جلوی چشمای بچه ها ... ***** اشکاش می ریزه میگه الان کجایی بابا ... بی طاقته و میگه سپردمت به خدا ... تنگه دلشو میگه بابایی دیگه بیا ... میگه الان کجایی بابا ... همت عمه بوده اگه تا حالا نمردم ... چند شبه که به جز غم چیزی دیگه نخوردم ... هیچی دیگه نخوردم ... جلوی چشمای بچه ها فلطمت علی وجهها ... جلوی چشمای بچه ها ...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.