
متن مداحی
خیلی غصه خوردم از دلتنگی مردم خیلی خیلی دیرکردی خیر مقدم بابا زحمت دادم بابا خوابم رو تعبیر کردی سی روزه که سر نزدی چه عجب دلتنگ رقیه شدی چه عجب تو هم مثل من بغلی شدی که از نیزه پایین اومدی چه عجب تا میافتادم به جای کمک سهم من کتک میشد انگاری اگه منو میزدن دلشون خنک میشد (بابایی حسین، بابایی حسین، بابایی حسین جوونم) 2 شمری که تو را کشت از رو ناقه با مشت من رو زیر پا انداخت میبینی دنیا رو، هردوتای ما رو دست شمر از پا انداخت خنجر به تو زد تازیونه به من بیوقفه به تو بیبهونه به من دستی که رسوند به موی سرتو عمه نگذاشت برسونه به من خیلی وقتا روضهی با همدیگه مشترک میشد جلوچشم تو منو میزدن دلشون خنک میشد (بابایی حسین، بابایی حسین، بابایی حسین جوونم) 2 سرتا پام خاکی بود لباسام خاکی بود اشکم رو درآوردن رویامو میخواستم بابامو میخواستم واسم یه سر آوردن بابا عمو نیست که بیاد ببینه تاج سر ما به روی زمینه پیداست که تنت مثل شب سیاهه جایی که قمر نباشه همینه چه کبود شده صورتی که با یه اشاره لک میشد به عمو بگو منو میزدن دلشون خنک میشد (بابایی حسین، بابایی حسین، بابایی حسین جوونم) 2 ***** سه ساله دختر که کتک نداره اون که قبالهی فدک نداره بچه یتیم که خندیدن نداره لباس پاره دزدیدن نداره *****
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.