
متن مداحی
دارد تمام میشود آقا عزای تو کم گریه کردهایم مُحرم برای تو شبهای آخر است گدا را حلال کن این هم بساطِ نوکرِ بیدست و پای تو دارد چه زود سفرهی تو جمع میشود هستم هنوز سائلِ آب و غذای تو مارا ببخش گریهی سیری نکردهایم چشمانِ خشک ما خِجِل از این عزای تو لبها معطّر است، سلامٌ عَلَی الحسین ساعاتِ آخر است، سلامٌ عَلَی الحسین ظهرِ دهم رسیده و چشمانِ خواهری سوی برادر است، سلامٌ عَلَی الحسین این سوی، نعشِ اکبر و سوی دگر رباب دنبالِ اصغر است، سلامٌ عَلَی الحسین هم دستها بُریده و هم آب ریخته است عباس مضطر است، سلامٌ عَلَی الحسین بر آن گلو که بوسه بر آن زد پیامبر امروز خنجر است، سلامٌ عَلَی الحسین وَالعَصر، عصر گر برسد چشمِ زینبش حِیرانِ یک سر است، سلامٌ عَلَی الحسین این بوی سوختن زِ خیامش رسیده است یا بوی معجر است؟ سلامٌ عَلَی الحسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.