
متن مداحی
دارن می سوزونن تو رو، با شعله ی جنگ جمل کشتنِ دلبندِ حسن، حالا شده خیرالعمل سمتت اومد، از هر طرف صدها بلا زخم زبون، کاری تر از سرنیزه ها حرفی بزن، تلخه سکوت مجتبی ارث مادرم، رسیده به این جسم لاغرت حلقه ی زره، گره خورده با موی پرپرت زیر مرکب ها، امون از نفس های آخرت عمو جان، خیلی تو زیبا شدی عمو انگاری همهمه شده، دوباره توی قتلگا صدای ناله ی کیه، که مونده زیر دست و پا خون می باره، از چشم یاس و یاسمن یک لشگر و، یک یوسفِ گل پیرهن پهنِ بازم، سفره ی اطعام حسن این می و مستی، همه می دونن کار مجتباست این همه عسل، فقط توی بازار مجتباست این قد رعنا، که این جاست علمدار مجتباست عمو جان، خیلی تو زیبا شدی عمو
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.