
متن مداحی
داره میره برا نماز، غریب ترین مرد زمین اِنّا اِلیه راجعون، شده با لبهاش همنشین کسی خبر نداره از، دل امیرالمومنین یه عمره که تو کوفه، زخمزبون شنیده خیرات کرده ولی از مردم خیری ندیده کیسهی نون و خرما، روی شونه کشیده آقام آقام، علی جان (2) چقدر نون و خرما میبُرد، برای مردم فقیر ولی جای دعا شنید، با ناله حضرت امیر گفتن همه دادمونو ایخدا از علی بگیر یک عمر عَجّل وفاتی میگفته مثل زهرا از دست طعنهها و از دست اهل دنیا بار سفر رو بسته، همبازیِ یتیما آقام آقام، علی جان (2) تا به کمربندش گرفت با التماس کُلونِ در یهدفعه یاد کوچه کرد، همونجا که شد خون جگر وقتی که زهرا میکِشید پیرهنشو از پشت سر با غلاف یه شمشیر، دست زهرا جدا شد شد نوبت مُغَیره، حق حیدر ادا شد چند لحظه بعد یه چادر، پُر از ردّپا شد ای مادر جوانم، جوان قد کمانم (2) تهمت ناروا زدن، مدینه باب شد به خدا رسمِ تو کوچهها زدن، مدینه باب شد به خدا یک زن و بیهوا زدن، مدینه باب شد به خدا تنگ بود کوچه، خدایا نامحرم راهشو بست زهرای من کجا و ضربِ سنگین یک دست آخرهم پیدا نشد گوشوارهای که شکست ای مادر جوانم، جوان قد کمانم (2)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.