
متن مداحی
دامن پر از ستاره به خون جگر کنم مرگم، به از شبی است که بی تو سحر کنم ای جوشن همیشه ی حیدر، چرا نشد من پشت در برای تو خود را سپر کنم شد با وصیت پدرت بسته دست من حامی من نشد ز تو دفع خطر کنم چون کاغذ فدک جگرم پاره می شود هرگه ز کوچه های مدینه گذر کنم آتش برآید از دل تنگش به جای آب گر چاه را ز درد نهانت خبر کنم ای کاش مرگ پرده کشد بر نگاه من تا کی نگه به کوچه و دیوار و در کنم گردیده بود همدست قنفذ با مغیره او با غلاف شمشیر او تازیانه می زد تنها به این خوشم که کند روز چون غروب آیم کنار قبر تو، شب را سحر کنم یا رب تو اشک چشم علی را زیاد کن تا گریه بهر فاطمه ام بیشتر کنم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.